حسن حسن زاده آملى

34

مقام معلم (فارسى)

كرده‌ام . در اين كتاب ، دو مطلب بسيار ارزشمند و گرانقدر از دو آيت بزرگ دو استاد بزرگوارم : آقا سيد ابو الحسن قزوينى و آقا شيخ محمد تقى آملى دارم . بيش از يكسال در روايات ليلة القدر زحمت كشيدم و آنها را از جوامع روائى فريقين جمع‌آورى كرده‌ام ، و در فهم آنها بسيار فكر نموده‌ام ، ولى آن نكته كه اصل بود ناگفته بماند و مشكل حل نشده بود . مثلا با خود مىانديشيدم كه شبى در هند كه مشرقى ايران است شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان و شب قدر بوده باشد و شب قبل آن در تهران ، پس ليلة القدر واقعى كدام شب است كه : إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ؟ به حضور استاد آية اللّه حاج شيخ محمد تقى آملى رسيده‌ام و كارم را درباره ليلة القدر بديشان ارائه داده‌ام ، و در فهم ليلة القدر ابراز حاجت نموده‌ام و از ايشان مدد خواسته‌ام ، در جوابم فرمودند : در آن روايتى كه امام صادق ، جدّه‌اش فاطمه زهرا را ليلة القدر خوانده است ، دقّت كنيد . من اين حديث را در جوامع روائى نديده بودم ، از اشارات استاد آملى حالت هيمانى شگفت به من روى آورد . نخستين‌بار همين معنى كه تازگى به عرض رسانده‌ام به ذهنم آمد ، تا حديث را در تفسير فرات كوفى يافتم و از تدبّر در آن فيض فيّاض على الاطلاق فائض شده است ففاض ثمّ فاض . و نيز از مقاله‌اى بسيار رفيع القدر در اين موضوع از استاد آية اللّه رفيعى در مراتب ليلة القدر استفاده كرده‌ام ، و تمام آن را در كتاب « انسان و قرآن » آورده‌ام و به نقل آن تبرك جسته‌ام . اين كتاب را